
فقط بخند
پسری هستم عشق کامپیوتر. مدتی پیش با یک نوتبوک ازدواج کردم که متاسفانه حاصل این
ازدواج تلخ که به متارکه انجامید یک عدد ماشینحساب عقبمانده است.
بعد مرگم نه به خود زحــمت بسيار دهيد
نه به من بر سـر گور و کفن آزار دهيد
نه پي گورکن و قاري و غسال رويـــد
نه پي سنگ لحد پــول به حجار دهيد
به که هر عضو مرا از پس مرگــم به کسي
کش بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد
اين دو چشمان قوي را به فلان چشــمچران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهيد
وين زبان را که خداوند زبانبـازي بود
به فلان هوچي رند از پي گفتـار دهيد
کلهام را که همه عمـــر پر از گچ بودهاست
پاک تحويل علي اصغر گچکار دهيــد
وين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سيـــاه
به فـــلان سنگتراش سر بازار دهيد
چانهام را به فلان زن که پي وراجي است
معدهام را به فلان مرد شکمخوار دهيد
در سر سفره خورَد فاطمـه، بيدندان، غم
به که دندان مرا نيز بــدان يار دهيد
هرکی گفت مصارف اس ام اس چیه؟
من چندتاشو گذاشتم کلیک کن تا ببینی
بابا یه نظر بدید
......................................سفر.........................................................
روزی مردی به سفر می رود
و به محض ورود به اتاق خود در هتل،
متوجه می شود که آن هتل به کامپیوتر مجهز است. تصمیم می گیرد به همسرش ایمیلی بزند. نامه را می نویسد
اما در تایپ آدرس دچار اشتباه
می شود و بدون این که متوجه آن شود نامه را می فرستد.
در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی، زنی که تازه از مراسم خاکسپاری همسرش به خانه بازگشته بود
با این فکر که شاید تسلیتی
از دوستان یا آشنایان داشته باشد به سراغ کامپیوتر می رود تا ایمیل های خود را چک کند.
اما پس از خواندن نخستین نامه غش می کند و بر زمین می افتد. پسر او با هول و هراس به سمت اتاق می دود و
مادرش را نقش بر زمین
می بیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد.
گیرنده : همسرم موضوع : من رسیدم تاریخ : 1 اگوست 2005
" می دونم که از گرفتن این نامه غافلگیر شدی. راستش آن ها این جا کامپیوتر دارند و هر کسی به اینجا میاد
می تونه برای عزیزانش نامه
بفرسته. من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم. همه چیز برای ورود تو رو به راهه. فردا می بینمت.
امیدوارم سفر تو هم مثل سفر
من بی خطر باشه."


.........................................عکس خنده دار....................................................................



................................جوک.........................................................
1-یک ایرانی و یک آمریکایی قرار گذاشتند به تعداد روزهای تعطیل کشور خود به دیگری پس گردنی بزنند!! آمریکایی اول شروع کرد و همینطور که میزد می گفت: - تولد عیسی, ژانویه, وفات عیسی, عید پک و تعطیلاتش تمام شد و حالا نوبت ایرانی رسید:
- تولد امام اول, دوم, سوم .... دوازده ام و شروع کرد به نام بردن تمام پیغمبرها و تولد و وفات شان در حالیکه آمریکایی داشت از درد فرار میکرد, فریاد زد - کجا در میری؟ هنوز سه ماه تعطیلی موند!!!
۲-عربه با دو تا خیار در دست میره توی یک بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولک بی زحمت این دوتا رو هم بشور!
3- ترکه شاکی میره ثبتاحوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایست، باید حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟ ترکه میگه: اصغرِ انچهره! کارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش کنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟ ترکه میگه: اکبرِ انچهره!
(-_-) ۞ بدون عنوان ۞ (-_-)
4- ترکه پرتقال خونی میخوره، ایدز میگیره!
5- از ترکه میپرسن: میدونی USA مخفف چیه؟ میگه: یومالله سیزده آبان!
6- ترکه رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. ترکه یوخده فکر میکنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟!
7- ترکه ساعت سه نصفِ شب زنگ میزنه صدا و سیما، میگه: ببخشید آقا به نظرِ شما الان آقی خامنهی خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی احتمالاً بید خواب باشن. ترکه میگه: معذرت میخوام؛ ولی آقی رفسنجانی چی، یشون هم خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی یحتمل یشون هم خواب باشن. ترکه میگه: ببخشید ولی آقی خاتمی چی؟ یارو میگه: احتمالاً یشون هم خواب هستن، چطور؟ ترکه میگه: پس دمت گرم حالا که همه ینا خوابن یه شو هندی بذار حال کنیم!
9- ترکه تصادف میکنه، ملت علاف میریزن دورش و شروع میکنن نظر کارشناسی دادن. بالاخره بعد یک مدت افسر راهنمیی میاد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه خودشون چرت و پرت میگفتن که صدی افسره به جیی نمیرسیده. ترکه شکی میشه، داد میزنه: سکت.. سکت... یلده دیگه ینجا کسی جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!
10- ترکه میرسه سر یک صحنة تصادف، از یکی میپرسه: ببخشید قربان، ینجا چه خبره؟ یارو هم میگه: هیچی آقا، ین بدبخت گوزپیچ شده! ترکه میره تو فکر، بعد یک مدت یک بنده خدی دیگه میاد از ترکه میپرسه: ببخشید ینجا چی شده؟ ترکه میگه: یلده منم خوب نفهمیدم، نمیدونم ین بابا پیچیدیه گوزیده، گوزیده پیچیده، سر پیچ گوزیده؟!
11- ترکه زنگ میزنه فلسطین، میبینه اشغاله!
13- ترکه سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیهها! حالا 11 نفر دیگه از کجا بیارم؟!
14- ترکه میمیره، باباش رضیت نمیده!
15- از ترکه میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف یران چی میشه؟ ترکه میگه: یلده چی میشه نداره که، یران میره جام جهانی!
16- لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محکم میکشیده رو هم، ازش میپرسن: چرا ینقدر محکم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم که هیچ گوزی نتنِه باطلش کنه!
17- ترکه میگوزه، دنبال پوکش ميگرده!
18- از ترکه میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا ینا که 4تاست؟ ترکه انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: ین بچة همسیمونه، ولی همیشه خونة ماست!
19- لره داروخونه داشته، یک روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید! خلاصه بعد یک مدت یک بابیی میاد تو میگه: ببخشید، جریان ین سوسککش جدید چیه؟ ین خونة ما رو سوسک سر گرفته. لره میگه: ین دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما ین دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید. هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن! یارو کف میکنه، میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا ميکشیمشون! لره میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!
20- آبادانیه میخواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت میشه شلوارش رو پشت و رو میپوشه و با عجله میدوه تو خیابون، یهو یک ماشین میاد میزنه درازش میکنه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، میگه: طوریت که نشده؟ آبادانیه یک نگاه به سر تا پاش میکنه، چشمش میافته به شلوارش، میگه: چی چیو طوری نشده، ولک زدی حسابی پیچوندی!
21- میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین!
22- به ترکه میگن: بچه کجائی؟ میگه بچه U.S.A.! ملت هم کف میکنن میگن آخه چطور ممکنه؟ ترکه میگه: یلده بچهة یونجهزارهی سرسبزِ آذر بیجانم!
23- ترکه داشته جلو دو سه تا دختر افه میومده، یهو تلنگش در میره. واسه ینکه ضیع نشه، دستشو میگذاره بغل دهنش، داد میزنه: گـــــــوزیـــــــه... گوووووز!
24- آرداواس بعد بیست سال از آمریکا برمیگرده یران و یک ساندویچ فروش میزنه. روز اول، ترکه میاد میگه: قربون دستت، یک ساندویچ سوسیس بده. آرداواس که هنوز خوب از حال و هوی دیار کفر درنیومده بوده، میپرسه: "تو گو" بدم؟ ترکه شکی میشه، میگه: نه مرتیکه، تو نون بده!
25- به ترکه میگن: کجا داری میری؟ میگه: دارم برمیگردم!
26- ترکه تو یک شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یکجا کوه ریزش کرده، یک قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. رانندة قطاره هم که آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین که قطار واستاد، ترکه یک نارنجک درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن! خلاصه ترکه رو میگیرن میبیرن بازجویی، اونجا بازجوه بهش میتوپه که: مرتیکة خر! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجک انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! ترکه میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی ین دهقان فدکار و حسین فهمیده رو قاطی میکردم!
27- دو تا چسه داشتن باهم بازی میکردن، یک گوزه میاد بهشون میگه: منم بازی میدین؟ چسا میگن: تُچ! گوزه ناراحت میشه، میگه: آخه چرا؟ چسا میگن: آخه مامانمون گفته بی سر و صدا بازی کنیم!
28- ترکه کلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن!
29- بعد از عمری داریوش میاد یرن، اجرا زنده میگذاره تو استادیوم آزادی. خلاصه دیگه ملت داشتن خودشون رو خفه میکردن، داریوش هم میاد خیی حال بده، از ملت میپرسه: چی میخوین براتون بخونم؟ یک ترکه ازون پشت داد میزنه: اِبی بـخـــون.. اِبی بـخـون!
30- از ترکه میپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: هفت تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا ین که فقط یکیه! میگه: آخه دادم mp3ش کردن!
31- ترکه میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت صحنه بهش میرسونن که: جواب برج یفله، فقط تو زود نگو که ضیع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، ترکه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. ترکه میگه:...ها! پس حتماٌ برج یفله!
32- ترکه میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت صحنه بهش میرسونن که: جواب خیاره، فقط تو زود نگو که ضیع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، ترکه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. ترکه میگه: بابا ین عجب خیار گندهیه!
33- ترکه میخواسته تو یک ادارة دولتی استخدام شه، میبرنش گزینش. اونجا یارو ازش میپرسه: شما وقتی میخوین وارد مستراح شید، با پی راست وارد میشید یا با پی چپ؟! ترکه هول میشه، میگه: یلده شما منو استخدام کنید، من با سر وارد میشم!
لینک جوک
34- عملیه شب جمعه نشسته بوده تو حیاط واسه خودش بساط میزونی جور کرده بوده و تو حال بوده، که یهو یک توپ از آسمون میاد میزنه بساط منقل و وافورش رو به گند میکشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همینجوری هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرین میفرستاده، که یهو صدی زنگ در بلند میشه و حالا زنگ نزن کی زنگ بزن! جناب عملی با هزار بدبختی، خودشو میرسونه دم در، میبینه پشت در یک بچه ده-یازده ساله واستاده، هی داد میزنه: توپم...توپم! یارو خیلی شکی میشه، میگه: ی بی ظرفیت! بابا خوب منم توپم... دیگه نمیام کاسه کوزه مردم رو بهم بزنم که!
35- ماشین ترکه رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: ی دزد! بگیـــرینش! یهو ترکه داد میزنه: هیچ خودشو ناراحت نکنید.. هیچ غلطی نمیتونه بکنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟ ترکه میگه: یلده من شمارشو برداشتم!
36- ترکه میافته تو چاه، فامیلاش سند میگذارن درش میارن!
37- ترکه میره قنادی، میگه: ببخشید کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو میگه: نخیر نداریم. فردا دوباره ترکه میاد، میپرسه: شرمنده، کیک هفتاد طبقه دارید؟ باز قناده میگه: نخیر نداریم. خلاصه یک هفته تمام هر روز کار ترکه ین بوده که بیاد سراغ کیک هفتاد طبقه بگیره و قناده هم هرروز جواب میداده که نداریم. آخر هفته قناده با خودش میگه: ین بابا که مشتری پیس... بگذار یک کیک هفتاد طبقه براش بپزیم، یک پول خوبی هم شب جمعهی بزنیم به جیب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو میگذاره یک کیک خوشگل هفتاد طبقه ردیف میکنه. شنبه اول صبح ترکه میاد، میپرسه: ببخشید، کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو با لبخند بر لب میگه: بعله که داریم، خوبشم داریم! ترکه میگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بیست چهارمش به ما بده!
38- پرچم عربستان رو به ترکه نشون میدن، ازش میپرسن: ین پرچم کجاست؟ ترکه یوخده فکر میکنه، میگه: پرچم اسپانیا! ملت جا میخورن، میگن: آخه چرا اسپانیا؟! ترکه میگه: یلده خودتون نگاه کنید، روش نوشته: الالهلالهلالا!
39- ترکه سوار هواپیما میشه، میشینه کنار دست یک پیرمرده. خلاصه سر صحبت باز میشه و ین دوتا نسبتاٌ با هم رفیق میشن. وسطی راه، یک مهمون دار میاد از پیرمرده میپرسه، پدر شما شکلات میل دارید؟ پیرمرده میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم. مهمون داره از ترکه میپرسه: شما چی؟ ترکه میاد تریپ رفاقت بگذاره، میگه: نه مرسی. ین رفیقمون بواسیر داره، باهم میخوریم!
40- ترکه کارت تلفن میخره، عجالتاً اول میده پرسش کنن!
41- یه پیرمرده و یه پیرزنه و یه پسره و یه دختره تو یه کوپه قطار با هم بودن، قطار میره تو تونل و همه جا تاریک میشه، یهو یه صدی ماچ و بعد هم یه صدی کشیده میاد! قطار از تونل میاد بیرون همه نشسته بودن سر جاشون. پیرزنه با خودش میگه: عجب دختر متین و باحیییه! با ینکه جوونه و دلش میخواد ولی به کسی راه نمیده، تا یارو بوسیدش گذاشت زیر گوشش! دختره با خودش میگه: عجب پیرزنه نجیبیه! با ینکه سنش بالاست و کسی تحویلش نمیگیره، بازم نمیذاره کسی ازش سوء استفاده کنه. پیرمرده هم با خودش میگه: بابا عجب بدبختیهها! یکی دیگه حالش رو میکنه ما کشیده رو ميخوریم! پسره هم با خودش میگه: چه حالی میده آدم کف دستش رو ببوسه محکم بزنه تو گوش بغلی!
42- به عربه میگن تا حالا موز خوردی؟ میگه: آره ولک، همون که هستش یک وجبه؟!
43- یارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت میرفته، افسره جلوشو میگیره، بهش میگه: شما گواهینامه دارین؟ یارو میگه نخیر! میگه: کارت ماشین چی؟ مرده میگه: دارم ولی مال خودم نیست، مال اون بدبختیه که جسدش تو صندوق عقبه! افسره کف میکنه، میره سریع به مافوقش گذارش میده. خلاصه بعد از یک ربع سرهنگ مافوقش میاد، از مرده میپرسه: آقا شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین؟! یارو میگه: چرا قربان، بفرمیین! دست میکنه از تو داشبرد گواهینامه و کارت ماشین رو درمیاره، میده خدمت سرهنگ. سرهنگه میگه: ميتونم صندوق عقب ماشینتونو بازرسی کنم؟ یارو میگه: خواهش میکنم، بفرمیید. سرهنگه میره در صندوق عقب رو باز میکنه، میبینه اونجا هم خبری نیست. برمیگرده به مرده میگه: ولی زیردست من گزارش داده که شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین و یه جسد هم تو صندوق عقب ماشینتونه! یارو میگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون که مشاهده کردین. به خدا ین افسره عقدهیه! دوست داره بیخودی به ملت گیر بده! لابد بعدشم گفته که من داشتم 180 تا سرعت ميرفتم!
44- به ترک میگن یه معما بگو، میگه: اون چیه که درازه، زرده، موزه؟!
45- یه هواپیما تو قبرستون تبریز سقوط میکنه، فردا رادیو تبریز میگه: شب گذشته یک فروند هواپیمی توپولوف در حومة شهر تبریز سقوط کرده و تا ین لحظه 34513 جسد کشف شده! عملیات بری یافتن اجساد بقیه قربانیان همچنان ادامه دارد!
46- از عربه نوار مغزی میگیرند، میبینند بیست دقیقه اولش خالیه!
47- سه تا پسره با هم کل گذاشته بودن، اولی میگه: بابی من مهمترین آدم مملکته. دوتی دیگه میپرسن: مگه بابات چیکارس؟ میگه: بابی من رئیسجمهوره. هر قانونی که بخواد گذاشته بشه رو بید اول بابی من امضا کنه. دومی میگه: برو بابا حال نداری. بابی من عمری پوز بابی تورو میزنه! اولیه میگه: مگه بابات چیکارس؟ پسره میگه: بابی من نمینده مجلسه.. تا بابی من ری نده، عمری قانونی بابی تو تصویب نمیشن. سومی برمیگرده میگه: باباهی شما جلوی بابی من پشم هم نیستن! اون دو تا میپرسن: مگه بابات چیکارس؟ پسره میگه: بابی من پاسبونه... جلوی خیابون وامیسته، پونصدتومن میگیره، میشاشه به قانون باباهی هردوتون!
48- ترکه میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی ترکه قاط زده بوده، یک بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چیی تعارف کنه، ترکه میگه: دست شما درد نکنه آهو خانوم! دختره شکی میشه، میگه: بابا اسمه من پروانهست نه آهو.ترکه میگه: ی بابا فرقی نداره... حیوون حیوونه دیگه!
49- ترکه سنگ مینداخته تو صندوق صدقات، ازش میپرسن: بابا ین چه کاریه میکنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه کمک کنم!
50- دو تا کرم آبادانی تو روده یک بدبختی زندگی ميکردن، یک روز یکیشون بیدار میشه، میبینه دومی با کت شلوار و کروات و عینک آفتابی و کیف سامسونت داره آخر روده قدم میرنه. .ازش میپرسه: تیپ زدی، با کسی قرار داری؟! دومی میگه: نه ولک, با گ.. بعدی پرواز دارم!
51- میخواستن الهی قمشهی رو ترور کنند، تو سشوارش بمب میگذارن!
52- تو تبریز حکومت نظامی بوده، یارو سروانه به سربازش میگه که تو ینجا کشیک بده، از هفت شب به بعد هرکسی رو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش که تموم میشه، تا میاد بره سوار ماشینش شه، میبینه صدی گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازه زده یک بدبختی رو کشته! داد میزنه: احمق! الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه میگه: یلده قربان ین یک آدرسی پرسید که عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش نمیکرد!
53- به آبادانیه خبر میدن که بابات مرده، میگه: آخ جون... از فردا تریپ مشکی!
54- به ترکه میگن: میدونی امام حسین کجا دفن شده؟ میگه: نه. میگن: کربلا. میگه: ی خوشا به سعادتش!
55- یارو میره تو یک قهوهخونه، به قهوهچی میگه: داش حال میکنی یک جک عربی بگم؟! قهوهچیه میگه: ببین ولک، من خودم عربم، ین یارو هم که کنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان کشتیه. اونی که رو میز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز میخوی جک عربی تعریف کنی؟! یارو میگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضیح بدم چی شد!
56- سه تا ترکه رفته بودن یستگاه راهآهن، تا میرسن تو یهو قطار حرکت میکنه، ینها هم میگذارن دنبال قطار حالا ندو کی بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختی، یکیشون میرسه به قطار و میپره بالا و دستشو دراز میکنه دومی رو هم سوار میکنه، ولی سومی بندة خدا هرچی میدوه نمیرسه. خلاصه خسته و کوفته برمیگرده تو یستگاه، یک بابیی بهش میگه: آقاجان چرا ینقدر خودتونو خسته کردید؟ قطار بعدی نیم ساعت دیگه حرکت میکنه، وامیستادید با اون میرفتید. ترکه نفس زنان میگه: یلده منم نمیدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفیقام اومده بودن بدرقم!
57- ترکه میره زیر ماشین، رفقاش با دمپیی میزنن درش میارن!
58- یک شب تلوزبون فیلم سینمیی خانه کوچک رو گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلوزیون رو خاموش میکنند، میرن میخوابن!
59- یک سری از دانشمندا داشتن روی مغز آدم تحقیق میکردند، یک ریاضی دان را انتخاب ميکنند و بهش میگن از یک تا پنج بشمر، اون هم سریع شروع میکنه به شمردن: یک..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحیش میکنند و نصف مغزش را در میارن، و دوباره میگن بشمر، ینبار یکم کندتر میشمره: یک...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحی میکنند و یک چهارم دیگش را در میارن و میگن بشمر، یارو آروم آروم میشمره: یک...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شکی میشن، ین سری جراحی میکنند، کل مغز یارو رو درمیارن! وقتی بهوش میاد، بهش میگن بشمر، یارو میگه: بیر...یکی...اوچ...دورد...بش....التی....یدی!
60- ترکه و لره رفته بودن شکار، ترکه از دور یک شیر میبینه، نشونه میگیره میزنه... تیرش خطا میره و میخوره به دم شیره. شیره هم شکی میشه، میدوه طرفشون که سرویسش کنه. ترکه جنگی میره بالی درخت، میبینه لره همینجور اون پیین واستاده، بهش میگه: بابا بیا بالا، الان میاد دهنتو سرویس میکنه. لره یک نگاهی بهش میکنه، میگه: برو گیتو بخور! مگه من زدم؟!
61- تو اردبیل معلمه از شاگردش میپرسه: دو دو تا چند تا میشه؟ پسره میگه: شونزده تا! یارو شکی میشه، میگه: همین خنگ بازیا رو در میارید که ملت میگن ترکا خرن! دو دو تا میشه چهارتا، دیگه اگه خیلی بشه، میشه هشت تا!
62- ترکه ادعی میغمبری میکرده،رفیقاش بهش میگن: بابا همینجوری که نمیشه! بید بری چهل روز بشینی تو غار، تا از خدا برات وحی بیاد. خلاصه ترکه میره، دو روز بعد با دست و پی شکسته و خونی مالی برمیگرده! رفیقاش میپرسن: چی شده؟! ترکه میگه: یلده ما رفتیم تو غار، یهو جبرئیل با قطار اومد!
63- یک بابیی داشته از سر کار برمیگشته خونه، یهو میبینه یک جمع عظیمی دارن تشییع جنازه میکنند، منتها یجور عجیب غریبی: اول صف یک سری ملت دارن دو تا تابوت رو میبرن، بعد یک یارو مرده با سگش راه میره، بعد ازون هم یک صف 500 متری ملت دارن دنبالشون میرن. یارو کف میکنه، میره پیش جناب سگ دار، میگه: تسلیت عرض میکنم قربان، خیلی شرمندم...میشه بگید جریان چیه؟ یارو میگه: والله تابوت جلوییه خانممه، پشتیش هم مادر خانومم... هردوشون رو دیشب ین سگم پاره پاره کرده! مرده ناراحت میشه، همینجور شروع میکنه پشت سر یارو راه رفتن، بعد از یک مدت برمیگرده میگه: ببخشید من خیلی براتون متاسفم، میدونم الانم وقت پرسیدن ینجور سوالا نیست، ولی ممکنه من یک شب سگ شما رو قرض بگیرم؟! مرده یک نگاهی بهش میکنه، اشاره میکنه به 500 متر جمعیتی پشت سر، میگه: برو ته صف!
64- ترکه بیهوا میاد تو اتاق، خفه میشه!
65- ترکه دنبال دزد میکنه، از دزده جلو میزنه!
66- ترکه داشته بالی ساختمان 20 طبقه کار میکرده. به هش میگند که ترکه زنت از طبقه چهارم افتاد و مورد !... ترکه موتور سیکلتشو سوار میشه و باسرعت میره به طرف خونه ! توراه به خودش میگه که ، ما که 4 طبقه نداریم ، یه کم دیگه که میره میگه من که اصلاَ زن نداشتم ، چند متر که جلوتر می ره باز با خودش میگه که بابا بی خیال ، من که اسمم ترکه نیست !!!!
67- ترکه خودکارش تموم میشه، ترک تحصیل میکنه!
68- ترکه میره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشی میپوشه!
69- ترکه پسرشو میگذاره دانشکده افسری، رفیقاش بهش میگن: بابا ینکه درسش خوب بود، میگذاشتی دکتری، مهندسی چیزی میشد، ترکه میگه: آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم!
70- ترکه صبح از در خونه میاد بیرون، میبینه سر کوچه یک پوست موز افتاده، با خودش میگه: ی داد بیداد، باز امروز قراره یک زمینی بخوریم!
71- ترکه با کیت میکوبه به ساختمون بانک کشاورزی، 730 نفر کشته میشن!... البته از خنده!
72- ترکه سرش میخوره به میلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو میشه کف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز میکنه میبینه ملتی که واستادن بالا سرش میله رو گرفتن، میگه: ولش کنین ببینم چی میگه!
73- از ترکه میپرسن: ببخشید ساعت چنده؟ میگه: والله تقریباٌ سه و خورده ی. میپرسن: ببخشید، دقیقاٌ چنده؟ میگه: دقیقاٌ هفت و سی و یک دقیقه!
74- ترکه میره پیتزا فروشی، میگه: ببخشید پیتزا بزرگ چنده؟ یارو میگه: 2000 تومن. ترکه یکم بالا پیین میکنه، میگه: پیتزا متوسط چنده؟ یارو میگه: 1000 تومن. باز ترکه یوخده با پولی جیبش ور میره، میگه: پیتزا کوچیک چنده؟ یارو میگه: 700 تومن. ترکه دست میکنه تو جیبش یک صد تومنی درمیاره، میگه: قربون دستت داداش، یک جعبه اضافه به ما بده!
75- دو تا بلوچه میرن تهران یک فولکس قورباغه ی میخرن، برمیگردن طرف بلوچستان. نزدیکی زاهدان یهو فولکسه خاموش میشه، هرکار میکنن دیگه روشن نمیشه. یکیشون برمیگرده به اون یکی میگه: اوره یاسروک، برو نگاه کن ببین ماشین چه مرگش زده. یاسروک میره درِ کاپوتو باز میکنه، یک نگاه میکنه با تعجب میگه: اوره کریموک! بیا که ماشین موتور انداخته! خلاصه اولی پیاده میشه میاد یک نگاه میندازه، میگه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش میکنم! خلاصه یاسروک میره درِ صندوق عقب رو وا میکنه، یهو داد میزنه: اوره کریموک! بیا که از تهران تا ینجا دنده عقب اومدیم!
76- ترکه از طبقه صدم یه ساختمون ميپره پیین، به طبقه پنجاهم که میرسه میگه: خب الحمدالله تا ینجاش که بخیر گذشت!
77- زنِ ترکه دو قلو میزاد، ترکه میره صورت حساب بیمارستان رو حساب کنه، به یارو میگه: حاج آقا ارزون حساب کن هردوشو ببرم!
78- ترکه میره واسه تلفن همراه ثبت نام میکنه، بهش میگن: تا سه ماه دیگه بهت تحویل میدیم. ترکه هم رو کمربندش مینویسه: به زودی درین مکان یک عدد موبیل افتتاح خواهد شد!
80-ترکه میره ساندویچ فروشی و میگه:یک ساندویچ سوسیس بده بخوریم، فروشنده: ببینم تو ترکی؟ - از کجا فهمیدی؟ فروشنده: خب از لهجه ات معلومه دیگه. ترکه تصمیم میگیره تمرین کنه و لهجه شو از بین ببره.شب و روز تمرین میکنه بعد از سه سال میره توی همون مغازه و میگه: یک ساندویچ سوسیس بده بخوریم. فروشنده: ببینم تو ترکی؟ - حالا دیگه از کجا فهمیدی؟
فروشنده: از اونجا که پارچه فروشیه مرد حسابی...!!!!
90-بچه: بابا, هواپیمی به ین بزرگی رو چطور می دزدند؟ - پدر: اول صبر می کنند بره بالا, کوچیک که شد بعد می دزدنش!!!
100-به ترکه میگن: با کوشش یه جمله بساز.میگه: شلوار من کوشش؟ - میگن: نه یعنی ینکه توش از کار و تلاش و کوشش استفاده شده باشه. میگه: شلوار کار من کوشش !!!
101-ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش, بابی دختره گوشی رو برمیداره...! ترکه میگه: ببخشید منزل آقی اصگری؟
بابی دختر میگه اشتباه گرفتید. ترکه میگه:اگه یشتباه گرفتم چرا شما گوشی رو برداشتی؟؟؟...
102-به ترکه میگن با شیشه یه جمله بساز؟ میگه: ساعت یک ربع به شیشه!!
این جوکها را از اینجا گرفتم هرگونه مطلب غیر اخلاقی و...با مسولیت این وبلاگ می باشد
من مسولیت ندارم
خانم ها مثل .......
1. خانمها مثل راديو هستند: هرچي ميخواهندميگويندولي هرچه بگويي نميشنوند
2. خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند : از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند
3. خانم هامثل چسب دوقلو هستند : اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد
4. خانم ها مثل موتور گازي هستند : پر سر و صدا , كم سرعت كم طاقت
5. خانم ها مثل رعد و برق هستند : اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون
6. خانم ها مثل ليمو شيرين هستند : اول شيرين و بعد تلخ مي شوند
7. خانم ها مثل موبايل هستند : هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند
8. خانم ها مثل گچ هستند : اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نميگيرند
9. خانم ها مثل كنتو ر برق هستند : هر از چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود
10. خانم ها مثل فلزياب هستند: كنار هر طلا فروشي عكس العمل نشون ميدن
1- آدم بی اثر مثل گازهای نجیب آرگون وهلیوم و نئون!
2- آدم سطحی نگر مثل فانوس دریایی!
3- آدم سربه زیر مثل چراغ مطالعه!
4- آدم غیرعادی مثل آب در 0 تا 4 درجه!
5- آدم پر ظرفیت مثل DVD!
6- آدم نمک نشناس مثل فلفلدان!
7- آدم بی دست وپا مثل بشکه!
8- آدم دورو مثل نوار کاست!
9- آدم آویزان مثل لب شتر!
بازم جوک
1-دو ديوانه با هم گفتگو ميكردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساويتره!
2-تركه تو قرعه كشي بانك شركت ميكنه شش ماه زندان براش بيرون مياد
3-مشتري: آقا چرا ديگه ميخواهي توي حلقم را كيسه بكشي؟ دلاك: آخه خودتون گفتين گلوتون چرك كرده!
4-زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب ميمونه!
5-احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!
6-پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نميدانم چرا شبها كه دلم نميخواهد بخوابم به زور مرا ميفرستي بخوابم ولي صبحها كه دلم نميخواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار ميكني؟
7-صاحبخانه: هر وقت ميگويم اجاره را بده، ميگويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق ميگيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!
8-ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نميدي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!
9-مرد: قسم ميخوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!
10-زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نميبيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درميآورم!
11-زن و شوهري به سينما رفتند. در اواخر فيلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: اين كسي كه بغل دست من نشسته از اول فيلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتي جواب داد: به درك كه خواب است. حالا چرا منو از خواب بيدار كردي؟
12-تركه ميخواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!
13-تركه ميره بقالي، ميبينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!
14-تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده بوده سيدي ميفروخته، هي داد ميزده: سيدي ابي، سيدي ابي. تركه يك نگاهي به يارو ميكنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده، هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!
15-تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع ميكنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو ميدونيم فيلمه، گاوه كه نميدونه!
16-دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن: تورو خدا يكم اين بچههاي مارو نصيحت كنيد، پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ميدوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نميده، همين جور در و ديوار ر و نگاه ميكنه. باز يارو ميپرسه: پسرجان، ميدوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو ميپرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره ميزنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش ميبنده. داداش بزرگه ازش ميپرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر ميكنن ما برش داشتيم!
17-بازرس اومده بود از مدرسه بازديد كنه. يكي از بچه ها رو صدا كرد و گفت: يك سوال مي پرسم تا سطح علمي تو رو بدونم.بگو ببينم كي درِ قلعه ي خيبر رو شكست؟ دانش آموز ميزنهزير گريهو ميگه:آقا به خدا كار ما نيست.بازرس عصباني ميشه و ميره پيش معلم و موضوع رو تعريف ميكنه.معلمه ميگه:من فكر نكنم كار اون باشه آخه اون بچه ي خوبي.بازرس كه كلافه شده بود ميره پيشه مدير و ههمه چي رو تعريف ميكنه.مدير هم ميگه:اشكالي نداره شما بگيد چقدر خرج داره خودم ميدم.
18-تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، بگذار يك حالي بكنيم!
19-تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
20-عربه ميره داروخونه ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه: بگذار برم هزار تا ميخ بخرم، يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: آره، 3 تا كارتون ميخ ميگذاره جلو عربه... عربه يك نگاه ميكنه ميگه::اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري!
کاملترین سری جوک های جمله سازی در سال
به تركه ميگن: با «آجر» جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن، ديوار ميسازن!
به تركه ميگن: با «ابريشم» جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!
به تركه ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو سايه!
به تركه ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين!
به تركه ميگن: با «پيچگوشتي» جمله بساز. ميگه: داشتم ميرفتم، سر پيچ گوشتي (زني) واستاده بود كه نگو!
به تركه ميگن: با «ترجمه» جمله بساز، ميگه: انتر جمعه كجا بودي؟!
به تركه ميگن: با «تلاش» جمله بساز، ميگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت!
به تركه ميگن: با «توكيو» جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست دارم توكيو؟!
به تركه ميگن: با «تويوتا و پاژرو» جمله بساز، ميگه: تويوتاك قد كشيده، پاجيروفتي روي سينم!
به تركه ميگن: با «جام جم» جمله بساز. ميگه: صبح كه از خواب پاميشم جامو جم ميكنم!
به تركه ميگن: با «چيپس» جمله بساز. ميگه: چي پسر خوبي! (چه پسر خوبي(
به تركه ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟ چند نفريد؟
به تركه ميگن: با «حيدر» جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون هي در زدم، هي در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش ميگن: نه بابا، با «آقا حيدر» جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، هي در زدم، هيچكي در رو باز نكرد!
به تركه ميگن: با «خرچنگ» جمله بساز، ميگه: كره خر چنگ نزن!
به تركه ميگن: با «دوچرخه» جمله بساز. ميگه: بابا خسته شدم از بس كه جمله ساختم!
به تركه ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما راداره!!
به تركه ميگن: با «ريلكس» جمله بساز. ميگه: رفتيم باغوحش با گوريل عكس گرفتيم!
به تركه ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز، ميگه: زنبور خره، گاو منه!
به تركه ميگن: با «ستيز» جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)!!!
به تركه ميگن: با «سوسن» جمله بساز. ميگه: من چلوكباب دوست دارم مخصوصا با سماق!
به تركه ميگن: با «سيدي» جمله بساز، ميگه: چُسيدي!
به تركه ميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباساينا رفتيم بيرون!
به تركه ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير ميخوري؟!
به تركه ميگن: با «شيده» جمله بساز. ميگه: رفتم خونه ديدم بچه شاشيده!
به تركه ميگن: با «شيشه» جمله بساز، ميگه: ساعت يك ربع به شيشه!
به تركه ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت ميكردم صدا قطع شد!
به تركه ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم!
به تركه ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي
به تركه ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت.
به تركه ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟!
به تركه ميگن: با «كشاورز» جمله بساز، ميگه: ك... كشا ورزش كنيد!
به تركه ميگن: با «كشور» جمله بساز، ميگه: با كش ور رفتم خورد به چشمم!
به تركه ميگن: با «كوش» يك جمله بساز، گفت: شلوار من كوش؟ گفتند: اين كه نشد، «كوش به معني كوشش.» گفت: شلوار من كوشش؟ گفتند: بابا، «كوشش يعني كار.» گفت: خب از اول ميگفتين، شلوار كار من كوشش؟
به تركه ميگن: با «كيشميش» يك جمله بساز، گفت: من پسر عموش ميشم، تو كيشميشي؟
به تركه ميگن: با «گوهر» يك جمله بساز، گفت: توي گو، هر موقع به من ميرسي ميگي يه جمله بساز.
به تركه ميگن: با «لجن» جمله بساز. ميگه: نميدونم چرا همه بچهمحلها با من لجن؟
به تركه ميگن: با «لوبيا» جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا!
به تركه ميگن: با «لوستر» جمله بساز، ميگه: من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوستر!
به تركه ميگن: با «ماشين» جمله بساز. ميگه: چقدر خوبه كه شما بياييد همسايه ماشين!
به تركه ميگن: با «مايلي كهن» جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟!
به تركه ميگن: با «مترو» جمله بساز. ميگه: اصلا سوالتون غلطه! شما بايد بگين مترو ببر، مترو بيار، مترو بكش ولي متروچيه نداريم!
به تركه ميگن: با «محمد دوعايه» (دروازه بان تيم فوتبال عربستان) يك جمله بساز، گفت: من يك آيه از قرآن حفظ كردم، محمد دوآيه
به تركه ميگن: با «ممه» جمله بساز. ميگه: گرممه
به تركه ميگن: با «مناجات» يك جمله بساز، گفت: مونا جات رو بنداز بخواب.
به تركه ميگن: با «مينا و تينا» جمله بساز. ميگه: مامانم اينا با باباتينا رفتن شمال!
به تركه ميگن: با «مينا» جمله بساز. ميگه: با قاسماينا رفتيم بيرون!
به تركه ميگن: با «نجيب» جمله بساز. ميگه: يه شلوار خريدم نه جيب جلو داره نه جيب عقب!
به تركه ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچههاي تيم ملي واقعا زحمت ميكشند، نخسوزن علي دايي!
به تركه ميگن: با «نمونه» يك جمله بساز، گفت: اين كه مي بينين سرمونه، اين پاهامونه ، اينم كو... مونه.
به تركه ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه!
به عربه ميگن: با «ماهيچه» جمله بساز، ميگه: ولك ك... خر درمقابل ك... ِما هيچه!
به لره ميگن: با «بيد» جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد!
به تركه ميگن با اش چمله بساز ميگه محمدي اش صلوات
به ترکه ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس گرفتیم!!!
به ترکه ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو ايران با من لجن!!!
به يکي ميگن با کشور جمله بساز ميگه بچه با کش ور نرو!!!
به تركه مي گن با ماست جمله بساز مي گه بربري در انتظار ماست!
به تر كه مي گن يه جمله بساز كه توش ؛مرده: باشه مي گه آمبولانس
به تركه ميگن با بقيه جمله بساز ميگه من ديشب پيتزا خوردم بهش مي گن بقيش كو ؟ مي گه تو يخچال
به عبدل ميگن با سرويس جمله بساز. ميگه : دهن همگي سرويس
1-دو ديوانه با هم گفتگو ميكردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساويتره!
2-تركه تو قرعه كشي بانك شركت ميكنه شش ماه زندان براش بيرون مياد
3-مشتري: آقا چرا ديگه ميخواهي توي حلقم را كيسه بكشي؟ دلاك: آخه خودتون گفتين گلوتون چرك كرده!
4-زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب ميمونه!
5-احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!
6-پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نميدانم چرا شبها كه دلم نميخواهد بخوابم به زور مرا ميفرستي بخوابم ولي صبحها كه دلم نميخواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار ميكني؟
7-صاحبخانه: هر وقت ميگويم اجاره را بده، ميگويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق ميگيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!
8-ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نميدي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!
9-مرد: قسم ميخوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!
10-زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نميبيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درميآورم!
11-زن و شوهري به سينما رفتند. در اواخر فيلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: اين كسي كه بغل دست من نشسته از اول فيلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتي جواب داد: به درك كه خواب است. حالا چرا منو از خواب بيدار كردي؟
12-تركه ميخواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!
13-تركه ميره بقالي، ميبينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!
14-تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده بوده سيدي ميفروخته، هي داد ميزده: سيدي ابي، سيدي ابي. تركه يك نگاهي به يارو ميكنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده، هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!
15-تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع ميكنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو ميدونيم فيلمه، گاوه كه نميدونه!
16-دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن: تورو خدا يكم اين بچههاي مارو نصيحت كنيد، پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ميدوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نميده، همين جور در و ديوار ر و نگاه ميكنه. باز يارو ميپرسه: پسرجان، ميدوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو ميپرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره ميزنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش ميبنده. داداش بزرگه ازش ميپرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر ميكنن ما برش داشتيم!
17-بازرس اومده بود از مدرسه بازديد كنه. يكي از بچه ها رو صدا كرد و گفت: يك سوال مي پرسم تا سطح علمي تو رو بدونم.بگو ببينم كي درِ قلعه ي خيبر رو شكست؟ دانش آموز ميزنهزير گريهو ميگه:آقا به خدا كار ما نيست.بازرس عصباني ميشه و ميره پيش معلم و موضوع رو تعريف ميكنه.معلمه ميگه:من فكر نكنم كار اون باشه آخه اون بچه ي خوبي.بازرس كه كلافه شده بود ميره پيشه مدير و ههمه چي رو تعريف ميكنه.مدير هم ميگه:اشكالي نداره شما بگيد چقدر خرج داره خودم ميدم.
18-تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، بگذار يك حالي بكنيم!
19-تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
20-عربه ميره داروخونه ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه: بگذار برم هزار تا ميخ بخرم، يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: آره، 3 تا كارتون ميخ ميگذاره جلو عربه... عربه يك نگاه ميكنه ميگه::اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري!
۱-تركه وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيلميدن، ميبينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشيهاي تلفناي همگاني رو بيسيم كرده!
2-تركه ساندويچفروشي داشته، يك روز يك بابايي مياد ميگه: قربون يك ككتل بده، فقط بيزحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!
3-به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . ميپرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!
4-تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!
5-تركه دوتا دزد ميگيره، زنگ ميزنه به 220!
6-از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه: كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!
7-اردبيل زلزله مياد، تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!
8-تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!
9-به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!
10-تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه: بايد خيلي برم؟!
11-آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده، هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!
12-تمساحه ميره گدايي، ميگه:به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!
13-تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!
14-تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!
15-تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!
16-تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!
17-به لره ميگن: ببخشيد شما لريد؟ ميگه: نه پس انم با اين سبيل پهنم؟!
18-از تركه ميپرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!
19-يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش ميپرسه: جريان اين ماهيه چيه؟ ميگه: دارم براي شام ميبرمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!
20-به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه: والله من اولش كه ترك نبودم، تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!
1-تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه، پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!
2-ماشين تركه رو دزديدند همه رفتند دنبال ماشينه ولي خودش نرفت و وايساد و داد زد و گفت:خودتونو خسته ننيد شمارشو يادداشت كردم
3-تركه مياد تهران، يه دختر خوشگل ميبينه، بهش ميگه: خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!
4-تركه يه سكه اززير خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200 سال قبل از ميلاد!
5-قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، دويست ميليون نقد ميدزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين!
6-يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق ميكردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه ميترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو ميبندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نميكنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز ميكنند، ميبينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون ميگن: خوب ما اينو قطع ميكنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش ميكنيم! خلاصه سيمه رو قطع ميكنند، يهو گوشاي تركه ميافته!
7-تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!
8-تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه: تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!
9-تركه ميره حرم امام رضا، ميگه: امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!
10-تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت ميكنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده ميكنند!
11-تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!
12-تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مردهها تقسيم ميكرد!
13-چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع ميكنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش ميكنن ببينن چيميخواد بگه، بعد ميبينن نميتونه حرفش رو بزنه، بيخيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر ميگفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نميكرده، وقتي ميرسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم!
14-از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راهراهمون تو آفريقاست!
15-تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!
16-تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!
17-تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!
18-تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!
19-به تركه ميگن:نظرت درباره ي زلزله چيه؟ميگه:چيز خوبي ولي وقتش كمه
20-يارو هي گوز ميكنده بعدش ميگفته:آخ جون بهاره.دوباره تكرار ميكردش كه متوجه شد يك آقايي پشت سرشه.ازش ميپرسه:شما از كي اينجاييد؟ آقا جواب ميده:از اول بهار.
1-يه روز يه خره لنز ميزنه، ميره تو جنگل. همه حيوونا نيگاش ميكردن ميگه: چيه! تا حالا آهو نديدين
2-يه روز از يه پايين شهري مي پرسن "زن ذليلي" يعني چي؟ ميگه: همونيه كه بالا شهريها بهش ميگن تفاهم
3-اصفهانيه سوار تاكسي ميشه، آخر مسير به رانندهه ميگه: حاج آقا كرايه ما چقدر شدس؟ يارو ميگه: 50 تومن. اصفهانيه ميگه: چه خبرس؟! اولندش كه 40تومن بيشتر نيميشد، بعدشم من 30تومن بيشتر ندارم، حالا فعلا اين 20 تومنو بگير... يارو پولو ميگيره، ميشمره ميبينه 10 تومنه
4-يه روز به يك ماره ميگن جرا افسورده اي ؟ ميگه اخه دو سال بود با دوختر همسايهمون دوست بودم اخر فهميدم يك تيكه شيلنگ بوده
5-تركه داشته زنش رو به زور ميكرده تو يخچال، ازش ميپرسن داري چي كار ميكني؟ ميگه: ميخوام فاسد نشه
6-ترکه مي خواسته پشتش بخارونه دستش نمي رسه زير پاش آجر مي زاره
7-تركه ميره پرورش اندام ، اسب ميشه
8-تركه داشته راديو پيام گوش ميداده، گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسين بستهاست... تركه ميگه: باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟
9-تركه خيلي خوابش مي اومده دو تا رخت خواب ميندازه
10-لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم
11-به مرغه ميگن چرا تخم نميذاري ؟ ميگه : ايشششش مگه نميدوني هنوز تو عقدم
12-لاك پشت مي خواسته لاف بزنه ميگه : دويدم و دويدم
13-تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟!!
14-از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!!
15-ترکه داشته زن مي گرفته، ازش مي پرسن: جشن عروسيت رو كجا مي گيري؟ مي گه: تو يك مدرسه! مي گن: آخه چرا مدرسه؟! ترکه مي گه: آخه خـَيـلي كلاس داره! :
16-ترکه میخ میره تو پاش هر کاری میکنه در نمیاد میزنه سرشو کج میکنه !!!
17-ميدوني شباهت ترك عاقل با دايناسور چيه؟ نسل هر دوتاشون منقرض شده
18-تركه ميميره همه جوكا تموم ميشه
19-به ترکه می گن برو يه کيهان (روزنامه) بخر.ده دقيقه بعد با يه خر بر می گرده! می گن اين چيه رفتی گرفتی؟! می گه کيهان نداشت همشهری گرفتم !!!
20-يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد گفت : خر چند؟! ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!! يارو گفت : کی با تو بود؟! با اين غازه بودم!!!
1-يه روز يه تركه اي داشته پياده ميرفته كارواش بهش مي گن چرا پياده ميري ميگه آخه اين دوقدم را را كسي با ماشين ميره؟
2-به تركه مي گن تو نمي خواي آدم بشي ميگه من از اين قرتي بازيا خوشم نمي ياد.
3-ترکه دل درد داشت رفت دکتر. دکتر يه ظرف کوچيک بهش داد و گفت: فردا تو اين مدفوعت رو بريز بيار. ترکه فرداش با يه سطل پر عن رفت پيش دکتر...! دکتر گفت اين چيه...؟ چرا اينقدر زياد...؟ گفت: آقای دکتر، گفتم شايد تعارف ميکنی.
4-تركه زن اسرائيلي ميگره نميره رو دشك
5-خيلي دوست دارم با تو برم ماهي گيري چون عقيده دارم تو خيلي كرم داري!
6-تركه زنگ ميزنه اداره هواشناسي ميگه آقا دستتون درد نكنه امروز هوا خيلي خوب بود.
7-تركه كيف سامسونت ميخره !! اگه كفتيد از كجا مي فهمن تركه !! كيفا مي ذاشته تو زنبيل
8-حالا اگه گفتيد چه جوري يه فيلا تو يه يخچال جاش ميدن ؟ جوايش راحته : به سختي
9-يه دانشمند اردبيلی يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه ميكرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه: ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه
10-يه روز يه بمی می ره مکه،خونه خدارو تکون ميده؟ ميگه: حالا خودت خوشت مياد
11-يه روز يه پرگاره مست می کنه،مربع میكشه
12-تو جزيره آدمخورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نميگه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نميگه و پول و ميده و ساندويچش رو ميخوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو ميكوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:آخه عزيز من،اين يكي مغز تركه، بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!
13-به تركه ميگن چرا شماها انقدر ساده ايد ؟ ميگه نه بابا يه مدل تو افريقا هست راه راهه
14-تركه داشته رادیو پیام گوش میداده، گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسین بستهاست... تركه میگه: باشه بابا بستس كه بستس، دیگه چرا هی به امام حسین قسم میخوری؟!
15-تركه رو داشتن میبردن اتاق عمل، ازش میپرسن: همراه داری؟ میگه: آره، خاموشش كردم
16-به ترکه ميگن بچت رو بيشتر دوست داري يا نون بربري رو. ميگه تورو خدا منو سر دوراهي نگذاريد
17- به تركه مي گن نظرت درباره زلزله چيه؟ ميگه:برنامه خوبي ولي وقتش كمه
18- تركه رو به جرم جعل اسكناس هفتاد توماني دستگير ميكنن.
19- تركه داشته شامپو رو بدون آب به كلش مي ماليده.ميگن چرا آب نمي ريزي رو كلت؟ميگه:آخه نوشته براي موهاي خشك
20- تركه به خونه دوست دخترش زنگ ميزنه باباي طرف گوشي رو بر ميداره تركه هل ميشه و ميگه:ساعت ده و بيست دقيقه ي صبح
1-تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش ميپرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!
2-یه روز یه ترکه دماغشو میکشه بالا چشاش سبز میشه !!!
3-به تركه ميگن اندوهناكترين لحظه عمرت كي بود؟ميگه والا اون روز كه بم زلزله امده بود ما رفتيم كمك. يه بچه 12 ساله رو از زيرآوار در اوردم و اونو خاكش كردم. اين اندوهناكترين لحظه عمرم بود. بهش ميگن آخه چرا؟ميگه آخه بچه ي همينطور ميگفت ترك خر من زنده ام ولي من گوش نكردم.
4-به تركه ميگن: اگه امريكا كره و عربستان وژاپن رابگيره چي ميشه؟ميگه ايران ميره جام جهاني
5-تو اردبيل شبكه تلويزيونيشون داشته رازه بقا نشون مي داده كه دو تا كره خر مي زنند كه شير رو مي كشند همونوقت برنامه قطع ميشه و نشون مي ده ورزشكاران دلاوران نام آوران ...
6-يه بار يه خانم باردار جيشش نميومده ميره سونوگرافي معلوم ميشه نوزادش پتروس فداركاره
7-يه روز يه تركه تو رود خانه داشته غرق مي شده كه يه خره نجاتش ميده بعد تركه به خره ميگه خدا از برادري كمت نكنه
8-يه روز يه تركه مي ميره عكسي ازش نداشتن تا گردن خاكش مي كنند .
9-تركه شرت خارجي ميخره كونش احساس غربت ميكنه
10-تركه شرتش خيس ميشه تخماش جوونه مي زنه(شرمنده)
11-روز يه مرده ميره دكتر مي گه من هر شب مسابقه فوتبال خرها را تو خواب ميبينم دكتر يه سري قرص براش مينويسه ميگه از امشب بخور.مرده ميگه نميشه از فردا شب بخورم دكتره ميگه برا چي؟ مرده ميگه آخه امشب فينالشونه...
12- از تركه مي پرسن نظرت راجع به زندگي چيه ؟ ميگه مربع زندگي سه ضلع دارد: ايمان و تقوا
13- تركه ريئس فدراسيون شطرنج مي شه شاه رو برميداره
۱۴- از قهرمان شنا مي پرسن شما فعاليت هاي خودتون رو از كجا شروع كردين ميگه از زمين هاي خاكي
15- به يارو ميگن علي يارت ميگه يار خودتون تيم ما كامله
16- تركه تو دستشويي نشسته بود يكدفعه عاروق ميزنه ميگه واي كه بر عكس نشستم
17-دو تا جوجه از كوچيكي با هم قرار ميزارن وقتي بزرگ شدن با هم عروسي كنند.بعد كه بزرگ شدند ميبنن هر دو تا شون خروسند.
18- به تركه ميگن شهرتون چند تا آثار باستاني داره؟ ميگه فعلا هيچي نداره ولي دارن مي سازن
19- اصفهاني موز ميخره تا يك هفته دستشويي نميره
20-تركه برف پاك كن ماشينشو ميزنه هيبنوتيزم ميشه
1-يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد
2-تركه شاكي ميره ثبتاحوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ انچهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ انچهره!
3-از تركه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يومالله سيزده آبان!
4-تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه:ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!
5-تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!
6-تركه ميگوزه، دنبال پوكش ميگرده!
7-به ترك ميگن يه معما بگو، ميگه: اون چيه كه درازه، زرده، موزه؟!
8-تركه سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه
9-تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!
10-تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!
11-تركه سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!
12-لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه!
13-يه روز يه ترکه با يه لره با يه قزوينيه با يه تهرونيه با يه رشتيه با يه خارجيه با يه اصفهانيه با من تصميم گرفتيم تو رو بذريم سره کار که گذاشتيم
14-گوسفند رو ميخوان ببرن جاي سواره وانتش مي کنن عقب وانت ميشينه ميزنه زیره گريه ميگن چرا گريه مي کني ميگه آخه ميخوام جلو بشينم مي برنش جلو بازم ميزنه زيره گريه مي گن چرا باز گريه مي کني ميگه آخه ياده دفعه قبل که عقب بودم افتادم گريم گرفت
15-آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده. آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟ تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!
16-بچه: بابا، هواپيماي به اين بزرگي رو چطور مي دزدند؟ - پدر: اول صبر مي كنند بره بالا، كوچيك كه شد بعد مي دزدنش!!!
17-دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور انداخته! خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!
18-يارو زن اسرائيلي ميگيره رو تشك حاضر نميشه
19-معلم:كي ميدونه گاو چند تا استخوان داره؟ دانش آموز:آقا قصاب
20-تركه ميره مغازه چقدر گوشت درازه
1- يارو تركه عرق ميخوره ميبرنش كلانتري بعد افسر چند تا شلاقش ميزنه ميده دست يكي ديگه ميگه: اكبر بيا تو هم يك فيضي ببر .اينم يه چند تا شلاق ميزنه ميده دست يكي ديگه ميگه: اصغر تو هم بيا يك فيضي ببر خلاصه..... بعد كارشون كه تموم شد تركه رو زمين افتاده بود افسره هم رفت بيرون يه دفعه تركه گفت :آقا در فيضيه رو ببند.
2- يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگي : بچه ها در رين صاحبش اومد
3-تركه و تهرونيه دعواشن ميشه ميبرنشون كلانتري. افسر نگهبان از تهرونيه ميپرسه : اسمت چيه؟ يارو با بي خيالي ميگه : فري ... افسره حسابي فكر ميكنه نميفهمه اسمش چيه ميگهمگه اينجا خونه خالست گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه حساب دستش مياد ميگه: فريدون. بعد افسره به تركه ميگه: اسم تو چيه؟ تركه ميگه: قلي . يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده:قوليدون
4-تركه تو عروسي داشته ميخونده:ميخوام كه با بوسه گل لبات رو پرپر كنم. درست همون موقع كميته ميريزه كه بگيردش طرف ادامه ميده: اون گل پرپرت رو نثار رهبر كنم.
5-تركه ميفته تو جزيره آدم خوارها ميگرنش ، رئيسشون ميگه: پوستشو بكنيم برداريم واسه قايق تركه يك دفعه چاقو ميگيره جلو شكمش ميگه: جلو نيايد و گرنه قايقتون رو سوراخ ميكنم.
6- هواپيما داشت سقوط ميكرد خلبان ميگه هر چي وسايل دارين بريزين بيرون يكي سنگ ميندازه يكي چاقو ،يكي هم نارنجك و.... خلاصه سالم ميرسن بعد ميبينن يكي سرش شكسته فهميدن سنگ خورده تو سرش يكي دستش بريده چاقو خورده به دستش يك تركه هم همين طور داشت همين طور مي خنديد. ازش پرسيدن چرا مي خندي؟ گفت :هيچي نيست داشتم راه ميرفتم يه گوز دادم اين خونه پشت سريم خراب شد.
7- به يه لاكپشته ميگن چرا نماز نمي خوني؟ ميگه اخه لاك دارم.
8- يه روز يه جوجه تيغي يه كيوي ميبينه ميگه بچه ها داداشمه از سربازي اومده ها.
9- ميخه ميره عروسي اونقدر قر ميده ميشه پيچ
10- ترك ميره قهوه خونه ميگه يك فنجان قهوه چنده.مرده ميگه 500 تركه ميگه شكرش چنده و مرده ميگه مجاني و تركه ميگه پس 2 كيلو شكر بده
11-يك روز يه لره ميره پيتزا فروشي و ميكه:اقا يه پيتزا بدين ولي لطفا اونو 16 قسمت كنيد . فروشنده ميگه چرا؟لره ميگه : آخه اوندفعه كه هشت قسمت كرديد , سير نشدم !!!!
12- يك جانبازمرد60%با يك جانباززن 40%ازدواج ميكنن بچشون شهيدميشه.
13- يك روز يه مار با يه جوجه تيغي ازدواج مي كنه بچشون سيم خاردار به دنيا مياد
14- يك ترك از زندان بيرون مياد. دوستانش از وضعيت در زندان ازش سوال ميكنند وضعيت زندان چتور بوده ميگويد اي بابا توي زندان شكنجه هاي روحي رجسمي ميدادند دوستش سوال ميكنندجسمي چي بوده ميگويد با شلاق مارا ميزدند پس روحي چيه ميگويد نون بربري اون بالا اويزون ميكردنند.
15- يه مرده رفت تونس يكي ديگه رفت نتونس
16- به تركه ميگن با غم جمله بساز.ميگه من الاغم
17- ترکه پسرش کور به دنيا مياد ، اسمش رو ميذاره حيدر مريم زاده .
18- تو جهنم به بمب ميندازن بعد ۱۰ تا ترک شهيد ميشن ميرن بهشت .
19- يه روز صبح اصفهانيه و زنش از خواب بيدار ميشن . اصفهانيه به زنش ميگه تا تو واسه صبحونه تخم مرغ درست کنی من ميرم پشت بوم آنتن رو درست کنم . خلاصه داشت با آنتن ورميرفته که پاش سر ميخوره ميفته پايين . توی راه وقتی داشته ميفتاده پايين دم پنجره آشپزخونه که ميرسه داد ميزنه : يکی بپز يکی بپز
20- چه جوری يه ترک رو شناسايی کنيم ؟؟؟ ۱- اگه ديدی يه بابايی کاپشنش رو کرده زير شلوارش . شلوترش رو هم تا دم دهنش کشيده بالا بدون ....... ۲- اگه ديدی يه بابايی ساعت ۸ شب ۴۰ تا نون بربری زير بغلشه بدون ....... ۳- اگه ديدی يکی تو کافی نت داره با ياهو هلپر چت ميکنه بدون يارو ....... ۴- اگه ديدی طرف تو اتوبان ترمز دستی گشيده بدون ........ ۵- اگه ديدی طرف RD داره پشتش نوشته GLX بدون ........ ۵- اگه ديدی طرف سيگارش رو ميندازه زير پای چپش بعد با پای راستش خاموشش ميکنه بدون ........ ۶- اگه ديدی کسی تا آخر اين نوشته رو ميخونه بدون طرف ترکه !!!
1-ترکه تو تاکسی جو ميگيرتش کرايه راننده رو هم حساب ميکنه .
2-قزوينيه داشته دنبال يه توپ ميرفته بهش ميگن چرا دنبال توپ ميری . ميگه آخه دنبال هر توپی يه بچه ای هست .
3-ترکه ميره سنگ حجرالاسود رو بوس کنه سرش اون تو گير ميکنه ميگه خدايا منو ببخش غلط کردم ، منو نخور!!!
4-يه اصفهانيه خونشون آتيش ميگيره به آتش نشانی SMS ميفرسته .
5-ترکه میره با پژو 206 مسافرکشی 4 نفر رو سوار میکنه بعدش خیلی تند میره . اولی میگه آقا خیلی داری تند میری . ترکه میگه تا حالا 206 داشتی ؟ طرف میگه نه . ترکه میگه : پس خفه شو . همین طور سرعت رو میبره بالا و تا نفر سوم همین جواب رو میده . چهارمین نفر میگه آقا خیلی تند میری . میگه تا حالا 206 داشتی . میگه : آره . ترکه میگه : پس تورو خدا بگو ترمزش کدومه .
6-یه انگشتر میره قزوین النگو بر میگرده .
7-به گوسفنده میگن به چه سبکی دستشویی میکنی . میگه : به سبک گروه آریان . ( دونه دونه ........دونه دونه)(نظر شما راجع به اين جوكه چيه خداييش راست بگو حاليدي نه؟!)
8-گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن
9-یه کرمه میره تو شورت یه پهلوون میگه : رخصت
10-قزوينيه ميره پرورشگاه يك بچه رو به فرزندي قبول كنه، مسؤول اونجا ازش ميپرسه: بالامجان، ........(سانسور ) يا ميبري؟!!!
11-به خره ميگن چرا هميشه سرتو پاين انداختي ميگه مگه اين تركا واسه ادم آبرو مي زارن.
12-تركه تو جهنم بوده ...يه روز ميره دم در بهشت در ميزنه ميگه ... ببخشيد يخ داريد ؟ ميگن داريم ولي نميديم ...ميگه باشه اشكال نداره اما فردا نيايد بگيد آب جوش بديد ها ... !!!
13-بوش و بلر و خاتمي ميميرند ميروند جهنم..بعد از يه مدت دلشون براي كشورشون تنگ ميشود ميروند به شيطان ميگن بذار به كشورمون زنگ بزنيم.شيطان ميگه باشه ولي گرونه بوش ۵ دقيقه حرف ميزند..شيطان ميگه ۱۰۰ ميليون دلار..بلر ۵ دقيقه حرف ميزنه شيطان مبگه ۱ ميليون پوند..خاتمي ميره ۲ ساعت حرف ميزنه ..شيطان ميگه مجاني بود..خاتمي ميگه چرا؟شيطان ميگه از جهنم به جهنم زنگ زدن تلفن داخلي است.
14-در خونه ملا نصر الدین رو دزد میبره، ملا میره در مسجد رو میدزده، مردم میگویند احمق چرا در مسجد رو دزدیدی؟ جواب میده! فقط خدا میدونه در خونه من رو کی دزدیده، بیاد دزد رو تحویل بده در خونش رو تحویل بگیره!
15-یه بنده خدایی هیئت میزنه روز عاشورا روی در هیئت مینویسه به علت شهادت امام حسین هیئت تعطیل است.
16-تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، بگذار يك حالي بكنيم!!
17-تركه هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا تركه زنگ ميزنه، خرشو ميگيره. تركه حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، عيسي هست؟!!
18-تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانهست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!!!
19-ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن که: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: ...ها! پس حتماٌ برج ايفله!!!
20-از تركه ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي منو تو خونه شيش کوچولو صدا ميكنن!!
| اگه نظر ندی منم دیگه جوک نمی نویسم |
دختري كرد سوال از مادر
كه چه طعم و مزه دارد شوهر
اين سخن تا بشنيد از دختر
اندكي كرد تامل مادر
گفت با خود كه بدين لعبت مست
گر بگويم مزه اش شيرين است
يا غم شوي روانش كاهد
يا بلافاصله شوهر خواهد
ور بگويم مزه اش تلخ است
تا ابد مي كشد از شوهر دست
لاجرم گفت به او اي زيبا
ترش باشد مزه شوهر
دخترك در تب و تاب افتاد
گفت: مادر دهنم آب افتاد
خره آمد به سوي مادر خويش
بگفت مادر چرا رنجم دهي بيش
برو امشب برايم خواستگاري
اگر تو بچه ات را دوست داري
خره مادر بگفت اي پسر جان
تو را دوست دارم بهتر از جان
ز بين اين همه خرهاي خوشگل
يكي را كن نشان چون نيست مشكل
خر از شادماني جفتكي زد
كمي عر عر نمود و پشتكي زد
بگفت مادر به قربون نگاهت
به قربان دو چشمان سياهت
خره همسايه رو عاشق شدم من
به زيبايي نباشد مثل او خر
بگفت مادر برو پالان تنت كن
برو اكنون بزرگان را خبر كن
به آداب و رسوم زمانه
شدند داخل به رسم عاقلانه
2پالان خريدند پاي عقدش
چقدر خر بودن
به افسار طلا با پول نقدش
خريداري نمودند يك طويله
همان طور كه رسم است در قبيله
خر عاقد كتاب خود بگشود
وصل عقدشان را بنمود
دوشيزه خر خانم آيا راضيه؟
به عقد اين خر خوشبخت در آيه؟
يكي از حاضران گفتا به خنده
عروس خانم به گل چيدن برفته
براي بار سوم خر پرسيد
كه خر خانم سرش يك باره جنبيد
خران عر عر كنان شادي نمودند
به يونجه كام خود شيرين نمودند
به اميد خوشي و شادماني براي اين دو خر در زندگاني
۱- ترکه میره مشهد حرمو که می بینه می گه: یا امام رضا با این همه طلا چرا هشتم شدی
۲- شباهت ترک دانا با دایناسور در اینه که هر دو تاشون منقرض شدن
۳- یه روز به ترکه می گن : دو دو تا میگه : ۴ تا می گن :اه اه جکو خراب کردی رفت
۴- تر که کمرش درد می کرده میره دکتر دکتر بهش می گه باید پیاده روی کنی چند روز بهد ترکه زنگ می زنه مطب دکتر می گه دکتر جان من الان مرز ایران عراقم بازم پیاده روی کنم یا بسه
۵- ترکه می میره روحش لا پنکه گیر می کنه
۶- لره با ترکه دعواش می شه لره یه سنگ بزرگ برمی داره پرت می کنه ترکه می پره هد می زنه
۷- ترکه می ره مسابقه قرآن خوانی سوره بنی اسرائیل بهش می افته انصراف می ده
۸- ترکه می ره تو دل طبیعت هضم می شه
۹- ترکه جونش به لبش می رسه تف می کنه
تركه و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه ميگذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ميبينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه
1-اردبیلی میره تطاهرات میبینه شلوغه بر میگرده
2-غضنفر میره خواستگاری بابا دختره میگه شما خونه دارید؟ میگه نه ولی بچه ها مکان زیاد دارن
3-غضنفر تو مهمونی شروع میکنه به رقصیدن . میگن اقا ببخشید شما دعوت دارید میگه ما از طرف خونواده دوماد هستیم. میگه ببخشید اینجا جشن تولده
4-به غضنفر میگن دو دو تا؟ میگه مگه من کامپیوترم
5-غضنفر خودشو میزنه موش مردگی گربه میخوردش
6-غضنفر عروسیش رو تو مدرسه میگیره میگن اینجا چرا؟ میگه اخه کلاسش بیشتره
7-غضنفر جلو دوست دخترش میگوزه واسه اینکه سه نشه میگه بچه ها بودن واسم اس ام اس دادن
8-غضنفر با رشتیه دعواش میشه .رشتیه میگه یا پنج تن بعد غضنفر رو بلند میکنه رو سرش میکوبه زمین. غضنفر میگه جاکش خودت حریف نمی شی پنج نفر دیگه رو صدا میکنی
9-غضنفر پدرش میمیره تو مراسم ختم خرما پخش میکرده که همه یه خرما ور میدارن ولی یه از خدا بی خبر یه مشت ور میداره. غضنفر میگه چیه داداش یه نفر مرده یه اتوبوس که نمرده
10-غضنفر میخ میره تو پاش نمی تونه درش بیاره با چکش میزنه کجش میکنه
11-غضنفر تو مسابقات قرانی سوره بنی اسرائیل بهش میخوره تو مسابقه حاضر نمیشه
12-عضنفر تو بانک یه ماکسیمای متالیک برنده میشه میره تحویل بگیره میگه من فقط رنگ ابی می خوام مردم هرچی میگن این بهترین رنگشه قبول نمیکنه فردا وقتی رنگ ابیه رو تحویل میگیره میگه حالا شدی مثل یه سایپای مامانی
13-اصفهانيه ايكس ميخوره تاكسي دربست ميگيره
14-به غضنفر میگن راسته که شما به خر میگین داداش؟ میگه اره داداش
15-یه ترکه میره تو شکم یه خره میشه خر تو خر
16-یه ترکه میمیره شب اول 62 فرشته میان پیشش 2 تاشون ازش سوال میکنند 60 دیگه بهش می فهمونند
17-يه روز يه تركه داشته پرتغالو با پوست ميخرده بهش ميگن چرا با پوست ميخوري ميگه من كه ميدونم توش چيه چراپوس بكنم بخورم
18-تركه دو تومنيش ميفته تو جوب، يه پنج تومني از تو جوب ور ميداره، سه تومن ميندازه تو جوب!
19-یه ترکه میره تو یه کوچه بن بستی خیال میکنه آخر دنیا هستش خودش رو میکشه
20-یه لره پنج تومنی رو گم میکنه یه هزاری رو میسوزونه که پیداش کنه
با عرض معـذرت


دوستان من تنها خواهشی که از شما دارم اینه که اگه در کل سایت یه مطلب غیر مجاز دیدید به من فورا خبر بدید تا حذفش کنم.ممنون می شم اگه کمکم کنید
بابا نظر بدین گریم افتاد
حق کپی محفوظ است فقط بادادن لینک این وبلاگ مجاز است
(-_-) ۞ بدون عنوان ۞ (-_-)